تهرون قدیم و باصفا = صدای بلبل

 

تهرون بزرگ و بیصفا = صدای اگزوز

 

نمیدانم چه بگویم ... نمیخواهم بد بگویم

نمیدانم چه بخواهم ... نمیخواهم همه چیز را بد بخواهم

نمیدانم میتوانم خوب بگویم ... نمیخواهم غیرواقع بجویم و بخوانم

نمیدانم حرف دل را چطور بیان کنم ... نمیخواهم دلهای پاک را برنجانم

نمیدانم چگونه عمرم مثل باد گذشت ... نمیخواهم عمر دوستانم مانند برق بگذرد

نمیدانم چرا حس و حال سخن نیست ... نمیخواهم حرفی هم در میان بماند

نمیدانم چرا زمانه تغییر کرده ... نمیخواهم واقعیت هم کتمان شود

نمیدانم چرا انتظار به پایان نمیرسد ... نمیخواهم بدون عاشقی هم سپری شود

نمیدانم چرا بهار عمر بی بی ورق ورق شد ... نمیخواهم بدون بغض هم بمیرم

نمیدانم چرا افکارم متمرکز نیست ... نمیخواهم بی مدیریت و تامل هم فکر کنم

نمیدانم چرا همه از من توقع حرف زدن دارند ... نمیخواهم سخن هم ادا نشود

نمیدانم چرا و صد چرا و ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ... نمیخواهم دلم تنگ و لبم ناخند و چشم بسته و ...

نمیدانم نمیدانم نمیدانم !!!! .......... نمیخواهم نمیخواهم نمیخواهم !!!

 

پی نوشت : دوستان عزیز و مهربون پیشاپیش عیدتون مبارکباد .