آقایان محترم !

باور بفرمائید هیچ غم و مصیبتی برای یک خانم  ، بالاتر از این نیست که شوهرش

باوجود بودن خود ، تجدید فراش داشته باشد . یعنی اگر یک زن ، پدر یا فرزند خود را

از دست بدهد بعد از زمانی داغ فرزند و پدر را میتواند فراموش نماید اما داغ و رنج ازدواج

دوباره ی شوهرش را جلوی چشمانش ، نه تنها فراموش نمیکند بلکه تحمل آن برایش

عین خوردن زهر است .

اگر واقعا از همسرتان راضی هستید ، اگر او از همه نظر برایتان خوب بوده و اگر فرزند

خوب دارید ، پس عاشقی مجدد چیست ؟ و چه معنایی دارد ؟!!

شاید بتوانید با تمام ترفندها ظاهر خود را با پول عوض کنید ولی بدانید به هیچ وجه

نمیتوانید فرزند خود را توجیه نمائید . به قول خودشان میگویند آنقدر از چهره ی پدرمان

متنفریم که اصلا حاضر نیستیم بگوئیم این پدرمان است .

بخصوص دختران که حاضرند یتیمی خود را نظاره گر باشند ولی با بودن مادر خود ،

شاهد حضور زن پدرشان نباشند . این پدیده آنقدر اثرات منفی دارد که قابل نوشتن

نیست . تصور کنید در ذهن پسر یا دختر نوجوان شما چه میگذرد ؟

بد بودن مادر خود ، حس شهوت شما ، اشتباه شما ، فریب خوردن شما یا هر چیز

دیگری که فکر آنها را بخود مشغول سازد .

باور کنید اگر آنها را راضی هم  کرده باشید ، این صرفا ظاهر قضیه است .

آنها نه تنها قلبا راضی نمیشوند بلکه هرگز شما را هم نمی بخشند .

از طرف دیگر با آه و ناله همسرتان چه کار میکنید ؟ این کار بسیار خطرناک است .

مگر انسان تا چه اندازه عمر خواهد نمود که باعث این همه آزار و رنجش یک انسان

دیگر شود و یک زندگی شیرین را به باتلاقی مملو از زجر و شکنجه تبدیل نماید ؟!!!!

 

------------------------------------------------------------------------------------------

        ز جانان ، مهر و از ما جان فشانیست

          جواب مهربانی مهربانیست