فصل بهار در راه است ، اما ...

 

تهرون قدیم و باصفا = صدای بلبل

 

تهرون بزرگ و بیصفا = صدای اگزوز

 

نمیدانم چه بگویم ... نمیخواهم بد بگویم

نمیدانم چه بخواهم ... نمیخواهم همه چیز را بد بخواهم

نمیدانم میتوانم خوب بگویم ... نمیخواهم غیرواقع بجویم و بخوانم

نمیدانم حرف دل را چطور بیان کنم ... نمیخواهم دلهای پاک را برنجانم

نمیدانم چگونه عمرم مثل باد گذشت ... نمیخواهم عمر دوستانم مانند برق بگذرد

نمیدانم چرا حس و حال سخن نیست ... نمیخواهم حرفی هم در میان بماند

نمیدانم چرا زمانه تغییر کرده ... نمیخواهم واقعیت هم کتمان شود

نمیدانم چرا انتظار به پایان نمیرسد ... نمیخواهم بدون عاشقی هم سپری شود

نمیدانم چرا بهار عمر بی بی ورق ورق شد ... نمیخواهم بدون بغض هم بمیرم

نمیدانم چرا افکارم متمرکز نیست ... نمیخواهم بی مدیریت و تامل هم فکر کنم

نمیدانم چرا همه از من توقع حرف زدن دارند ... نمیخواهم سخن هم ادا نشود

نمیدانم چرا و صد چرا و ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ... نمیخواهم دلم تنگ و لبم ناخند و چشم بسته و ...

نمیدانم نمیدانم نمیدانم !!!! .......... نمیخواهم نمیخواهم نمیخواهم !!!

 

پی نوشت : دوستان عزیز و مهربون پیشاپیش عیدتون مبارکباد .

 

/ 362 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مطهره

سلام آپم خوشحال می شم سر بزنید

مریم

پس نظر مریم کجاس؟[ناراحت] جواب نظرش کجاس؟[نگران]

تارا

خیلی زیباست

مامان حسن

سلام و عرض ادب من فکرمیکنم شما همون دوست عزیزی هستید که من در مسیر شیرپلا زمانیکه با باشگاه آوا شیراز و خانمنریمانی دوست عزیزم//داشتیم میرفتیم توچال شمارو دیدم... احتمال یقین ..حتی عکس هم گرفتیم با هم... انشالله که حدسم درسته[لبخند]

مونا

من از نهایت شب حرف میزنم من از نهایت تاریکی اگر به خانه من امدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از ان به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم مطالبت پرفکت ممنون که به وبلاگ من سر زدی بازم بیا خوشحال میشم

مهسا

عزیزم وبلاگت خیلی قشنگه [تایید][دست][قلب]

نجمه محمودی

سلام تکرا زیاد نمی دانم ونمی خواهم ها باعث دلزدگی وایجاد کسالت در مخاطب می شود.حذف های به قرینه ی معنوی ولغوی به زیباتر شدن قلم ودلنشین شدن نوشته هایتان کمک شایانی می کند >پیروز باشید. منتظر نقد ونظرات سازنده ی شما هستم.

sarbedaran

سلام وبلاگتون بسیار عالیه ممنون که به ما سر زدین .

شعرهای ناب

سلام از وبلاگ زیبا وپر محتواتون لذت بردم .